سهند نادی حق سهند نادی حق ، تا این لحظه: 17 سال و 1 ماه و 14 روز سن داره

سهند نادی حق

باز هم اولین بار - پسرم مرد شده دیگه

1390/10/30 15:41
نویسنده : مامان سهند
1,530 بازدید
اشتراک گذاری

پسر گلم الان یکسال و نه ماهته ، دیشب رفته بودیم مهمونی.

دختر عمه بابا امیر با همسرشون از مکه اومده بودن، به همین مناسبت برای ولیمشون سالن گرفته بودن از ماشین که پیاده شدیم به سمت تالار تو جلو جلو میدویدی،niniweblog.comبابا امیر دوید دنبالت که یه وقت زمین نخوری.

دستای قشنگتو گرفت و گفت بابایی بیا باهم راه بریم. تو هم به حرفش گوش کردی و با همون زبون قشنگت که ما اکثرش رو نمی فهمیدیم با بابایی حرف میزدی.

به سالن که رسیدیم روی درب آسانسور نوشته بود خانمها طبقه 3 آقایون طبقه 2.

بابا امیر گفت می خوای من با خودم ببرمش، من که از  این پیشنهاد خوشحال شده بودم با رضایت کامل استقبال کردم ولی گفتم موقع شام بیارش بده به خودم تا به گل پسرم شام بدم. اونم قبول کرد.

موقعی که به طبقه مردونه رسیدیم بابا امیر از آسانسور پیاده شد ، تو هم با عجله دنبالش رفتی یهو برگشتی دیدی من نمیام با دستت و با یه لبخند قشنگ اشاره کردی که بیا بیا می خواستی منم باهات بیام.

بابایی خندید و گفت نه مامان میره بالا تو با من بیا. تو هم با من بای بای کردی و رفتی.

بعد از چند دقیقه ای که رسیده بودیم، خدمه سالن میز شام رو چیدن؛ به بابا امیر زنگ زدم که سهند رو بده من، دارن شام میارن؛ بابایی گفت نه بابا داره شامش رو میخورهniniweblog.com.

تا آخر مهمونی ندیدمت تا اینکه بعد از خداحافظی از صاحب مجلس، جلوی درب سالن دیدم، مثل همیشه داری بدو بدو میکنی و بابایی هم دنبالت.

اومدم جلو گفتم سهند ::: تا منو دیدی اومدی پیشم و بوسم کردیniniweblog.comو دوباره بدو بدو....niniweblog.com

بابا امیرگفت قلبم داره میزنه از بس دنبالش دویدم.

خلاصه خداحافظی کردیم و اومدیم خونه، می خواستم دوباره بهت شام بدم که نخوردی. بابایی هم گفت بهش نده خوب غذا خورد، بعد از غذا هم همش بهم میگفت روی ژله ام سس بریز، منم براش ریختم یکمی که دهن زد بدش اومد و دیگه ژله نخورد؛قهقهه یه مقداری میوه خوردی و رفتیم با هم خوابیدیم.

این اولین باری بود که رفتی قاطی مردا شدی و اصلا پیش من نیومدیniniweblog.com

گل پسرم داری برای خودت مرد میشی. ان شاء الله خدا حافظ همه نی نی ها باشه تو هم قاطی بقیه.

به اندازه تمام دنیا دوستت دارمniniweblog.com

تنها بهانه بودن؛ دوستت دارم.niniweblog.com

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (13)

مامان سید ابوالفضل
3 تیر 90 1:32
قربونت برم بزرگ مرد کوچک


ممنونم خاله مهربون
مونا (مامان النا )
4 تیر 90 2:34
خاله قربون این مرد بشه ایشالله همیشه با هم شاد باشین
آرین و مامانی
4 تیر 90 12:19
سلام خوبین شما؟
کاشکی سالن غذا خوری جدا نبود و خانواده پیش هم شام میخوردین
ماشااله پسرتون خیلی ماهه و آقا
ببوسینش
انشالله قسمت شما بشه


آره خاله جون منم اینطوری بیشتر دوست دارم. از همه محبتهاتون ممنونم.





مامـان آتـیـن
4 تیر 90 12:21
ای جانممممممم پس سهند کوچولوی ما واسه خودش مــــردی شدههههه
قربونتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت


آره خاله جون بچه ها خیلی زود بزرگ میشن قربون اون دختر کوچولوی ناز برم من که هر روز خوشگلتر از دیروزشه هزار تا بوس نثار اون لپای قشنگش
سحر
5 تیر 90 10:15
ای جونم
سهند ماه رو ماچش کن

امیدوارم 120 ساله شه زیر سایه حق و پدر و مادر

ممنونم از همدردیت

بوس


ممنونم خاله جون امیدوارم کوچولوی ناز شما هم به سلامتی به دنیا بیاد
مامان امیرعلی
6 تیر 90 17:13
ای جانم .چه نازه پسرت.ماشالله.
پسر منم هرجا میریم با باباشه.آخه من نمیتونم درست بغلش کنم
باباش میگه بچه پسر باید از بچگی مرد بار بیاد


درست میگن به نظر من هم پسر باید از همون کوچکی با پدرش انس بگیره
مامان نيروانا
7 تیر 90 7:46
خدا مسيح عزيزتون رو بهتون ببخشه. چه مردكوچولوي نازنيني! هميشه بچه ها يه كارايي ميكنن كه بزرگترا رو شگفت زده كنن. وقتي خيلي منتظري بدقلقي كنن يا سخت بگذرونن به شما و خودشون دقيقاً رفتارايي بروز ميدن برعكس. زنده باد سهند نادي حق


درسته عزیزم. ممنونم که مطالب پسر منو خوندید. باز هم به ما سر بزنید
مامان کیارش
7 تیر 90 12:56
سلام .آفرین به سهند کوچولو که پیش باباش مونده. خدا نگهدار این مرد کوچولو باشه.از طرف من ببوسش.


ممنونم خاله جون شما هم کیارش خوشگله رو از طرف من ببوسین


مامان سید ابوالفضل
8 تیر 90 15:20
سلام عزیزم خوبین


ممنون عزیزم.
نی نی توپولی
9 تیر 90 1:57
سلام خاله جونم
مرد شدی مبارکککککککککککککککه....


خاله جون سلام
من هر کاری کردم نتونستم وب شما رو باز کنم لطفا آدرس وبتون رو کامل برام بزارید تا وارد بشم ممنونم
سيدمهدي
12 تیر 90 12:31
_________00___00________________
_______________00_____00_______________
______________00_______00______________
_____________00_________00_____________
00000000000000___ سلام____000000000000000
__00_________0ستاره خوشگل0__________00__
____00________0برای خوندن0 ________00___
______00_____0پست جديدم 0_____00______
________00_____0 به وبلاگ0 ______0 0_______
__________00___0آپ شده من0___00_________
_________00_____دعوت شدي! ____00_________
________00________0000________00_______
_______00_______00____00_______00______
______00_____00__________00_____00_____
_____00___00________________00___00____
____0000________________________0000___
___000____________________________000__


ممنونم دایی جون باکمال میل
سيدمهدي
13 تیر 90 15:33
سلام.خواهري جان .خدا كنه اينطور كه ميگي .خدا هم نظرش اين باشه . من هم يه آدمي هستم مثل بقيه احساس دارم هر كس ديگه هم جاي من بود حتما ميموند و كمكشون ميكرد خواهري جان.


من واقعا تعارف نکردم و از احساسم باهاتون حرف زدم امیدارم که همه ما لیاقت داشته باشیم که خوب باشیم
ترنا
2 آبان 92 1:28
وبلاگت زیبا بود